فراخوان مقاله جهت كنفرانس «جوهر خوانا: بازنماييهاي مكتوب از ابعاد شفاهي قرآن»
دانشگاه ناپل «لورينتال» در شهر ناپل، ايتاليا قصد دارد در روزهاي ۲۱ و ۲۲ مه ۲۰۲۴ كنفرانسي با موضوع «جوهر خوانا: بازنماييهاي مكتوب از ابعاد شفاهي قرآن» برگزار كند. علاقهمندان به شركت در اين برنامه بايد چكيده پژوهش خود (۳۰۰ كلمه) تا تاريخ ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۳ به michele.petrone[a]unior.it ايميل كنند.
براي اطلاعات بيشتر به اين لينك مراجعه فرماييد.
روششناسي
باتوجه به تازگي اين رويكرد، كنفرانس مزبور بصورت يك كارگاه تشكيل خواهد شد و نمونهپژوهيها و تحقيقات در مراحل اوليهشان به بحث گذارده خواهند شد.
مقالات تحقيقي ميتوانند به هر منطقهاي از جهان اسلام اختصاص يابند، اگرچه بايد بر يك نمونه پژوهشي مشخص (يك مجموعه، يك كاتب، يك منطقه مشخص در يك دوره زماني مشخص) متمركز باشند. ما ضمنا مشوق تحقيقاتي هستيم كه بر قرائتهاي ضبط شده و مرتبط با منابع خطي تمركز دارند و ممكن است ابعادي از نشانهاي مكتوب قرائت را روشن سازند.
رويكردهاي تحقيقي پيشنهادي
مخطوطات
اين رويكرد تحقيقي صرفا بر جلوههاي قرائت در مخطوطات قرآني تمركز دارد. اين تحقيقات ميتواند بر دو جنبه اصلي تمركز كند. اولين جنبه حضور و كاركرد علائم و ويژگيهاي تلفظي (وقف، مد، اماله) است كه در خود متن (مثلا با استفاده از رنگ متفاوت) و در اطراف آن مكتوب است. اين علائم اولين بار كجا ظاهر شد؟ چگونه مدون شد؟ آيا در مخطوطات مرتبط با سنتهاي قرائتي وضعيت يكپارچهاي دارد؟ جنبه دوم مربوط به اختلافات نگارشي است كه ميتواند يك قرائت متفاوت را دلالت كند. اين هم شامل اختلاف قرائات است كه در مخطوطات ضبط شده است و هم شواذ كتابتي. آيا اين اختلافات به علائم تلفظي مربوط است؟ آيا به سنتهاي قرائتي خاصي مربوط است؟
متون
مخطوطات قرآني يك حيات پيرا-متني مشخص در بر دارند. حاشيهنگاشتهايي كه به قرائات بديل يا نحوه درست قرائت متن ميپردازند يك منبع دستاول اطلاعاتي است. اين اطلاعات حتي ممكن است متن مكتوب را زير سوال ببرد و نشاندهنده چيزي باشد كه از نظر خواننده اشتباه رسيده است. آيا اين حواشي را ميتوان به زمينه اصليشان پيوند داد و به سنتها و عادتهاي قرائتي و تلاوتي مرتبط كرد؟ آيا بازنماگر سنتهاي موازي است؟
پيرا-متن آن چيزهايي را هم كه پيش و پس از متن قرآن آمده است در بر ميگيرد. نوشتههايي درباره قرائت، كه شامل اشارههايي درباره قرائات مختلف يا نحوه قرائت است ميتواند يك منبع اطلاعاتي ديگر باشد، كه شايد قابل تركيب با حاشيهنگاشتها باشد يا بطور مجزا قابل تحقيق باشد. در حالت دوم، اين اطلاعات را ميهوان بهعنوان يك سنت متني نيز تحليل كرد كه ممكن است ارتباطي با مصحفها داشته باشد يا نداشته باشد. اين جنبه را ميتوان به نسخههاي چندزبانه قرآن نيز گسترش داد.
شفاهيت
تلاوت متن قرآن قطعا شفاهي است. آموزشها و روشهاي فعلي مبتني بر سنتهاي محلي نقل قرآن است كه ريشههاي آن را تا دورههايي پيش از رواج صفحههاي گرامافون ميتوان باز جست.
هدف از اين رويكرد پژوهشي پيوند رويكردهاي نسخهشناختي و مردمشناختي درباره سنتي است كه عمدتا بطور شفاهي منتقل شده است. هم سبكهاي مكتوب و هم سبكهاي شفاهي حفظ قرآن مرتبط با سلسلههاي مشخصي از انتقال قواعد تجويد و قرائت است. آيا بين نسخه خطي و متن شفاهي موجود در يك محيط مشخص ارتباطي وجود دارد؟ آيا نسخههاي خطي در بعضي محيطها هنوز براي آموزش قرآن كارايي دارند؟